توکل
-
تاریخ: 1401/5/25 ساعت: 13:46
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد
-
تاریخ: 1401/5/22 ساعت: 15:13
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا
-
تاریخ: 1401/5/22 ساعت: 15:13
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل
-
تاریخ: 1401/5/22 ساعت: 15:13
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سرگشتگی
-
تاریخ: 1401/5/9 ساعت: 17:33
احساس خفگی کردم درد بدی دو طرف گلمو فشار میداد رفتم توی حیاط روی ایوون نشستم بغضم ترکید اشک ریختم اشک ریختم اشک ریختم به حال خودم ، برادرم ، خواهرم ، پدر و مادرم انگار دیگه خانواده ای نیست ما متلاشی شدیم دور از هم با کوهی از مشکلات من شکسته شدم بریدم انقد شکسته ام که هر تکه ام یک لبه تیز داره حتی به...
به وقت دلتنگی ، ناراحتی ، درد....
-
تاریخ: 1401/4/17 ساعت: 12:28
همه چیز بدجور بهم گره خورده روز به روز اوضاع بدتر و غیر قابل تحمل تر و از کنترل خارج تر میشه...دیگه شورش در آورده از ریخت و قیافم افتاده خیلی ناراحتم دارم جان میدم براشصورت قشنگش از ریخت افتاده ( از خودم بدم اومد اون لحظه ای که دیدمت و از قیافت ترسیدم ، تو اون شکلی نبودینیستی نکن اینجوری نکن که همه ...
مقدمات راه رفتن
-
تاریخ: 1401/3/29 ساعت: 16:24
چند روزی هست که سام تنهایی تلاش میکنه و بدون کمک بلند میشه و وقتی ما تشویقش میکنیم خوشحال میشه دوباره تکرار میکنه چند قدمی هم راه میره ولی چون هنوز تعادل نداره زمین میخوره قربونت برم خوشگل مامان دوست دارم ❤️#خدایا_شکرت [ جمعه ۲۷ خرداد ۱۴۰۱ ] [ 12:47 ] [
کرمانشاه رشت
-
تاریخ: 1401/3/29 ساعت: 16:24
تقریبا بعد از دوهفته برگشتم رشت با اتوبوس همینجوریش سخته و مسیر خیلی طولانی حالا چه برسه با بچه کوچیک کل تنم کوفتس و درد داره سامم گوشش درد گرفته بود توی مسیر هز وقت بیدار بود جیغ میزد و گریه.خلاصه بعد کلی سختی تازه رسیدیم الان علی اومد دنبالمون.میگم خیلی سخت بود اذیت شدم بدنم درد گرفته تنها جوابی ک...
پسرم یکساله شد
-
تاریخ: 1401/3/24 ساعت: 14:39
یکسال پیش درست تو همین روز ، خدا یکی از فرشته هاشو زمینی کرد و تو رو به ما سپرد عزیزدلم .
پسرم یکساله شد
-
تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 17:43
یکسال پیش درست تو همین روز ، خدا یکی از فرشته هاشو زمینی کرد و تو رو به ما سپرد عزیزدلم .
به وقت سومین دندان
-
تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 17:43
عزیزدلم امروز که دهنت نگا کردم دندون پیش بالا سمت چپتم جوونش زده بیرون. چندروز پیش سقید شده بود امروز بیرون اومدحالا ۳ تا دندون داری قربونت بشم.چند روزی هست که بی قراری میکنه ، خوب غذا نمیخوری فکر کنم بخاطر همین بودهدوست دارم قشنگ مامان❤️ [ شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱ ] [ 12:15 ] [
پسرم یکساله شد
-
تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 18:09
یکسال پیش درست تو همین روز ، خدا یکی از فرشته هاشو زمینی کرد و تو رو به ما سپرد عزیزدلم .
پسرم یکساله شد
-
تاریخ: 1401/3/13 ساعت: 14:36
یکسال پیش درست تو همین روز ، خدا یکی از فرشته هاشو زمینی کرد و تو رو به ما سپرد عزیزدلم .
واقعیت آدم ها
-
تاریخ: 1401/3/9 ساعت: 14:56
آدم ها یک جایی از زندگی ، خود واقعی شان را نشانت می دهند درست در همان لحظه که انتظارش را نداری مانند چکشی که متلاشی میکند دیوار ذهنت را... ذهنی که تو با افکار خودت آن آدم را ساخته ای ، بزرگ کرده ای ، عشق یا حتی نفرت داده ایاین ها همه تفکراتی است که تو در ذهن خودت جای داده ای اما روزی که چکش را بر سر...
خودم
-
تاریخ: 1401/2/31 ساعت: 17:50
خب خودمم امروز علائم دار شدم آبریزش بینی بدن درد و سردرد بی حالی و کوفتگی سامم همچنان تبدکتر رفتیم مجددا ...گفت هردوتون امیکرون گرفتین برای سام آمپول زدن تبش پایین اومد خداروشکرمنم سرم زدم یکم بهتر شدمخوابیدم و بیدار شدم تموم تنم درد داره خیلیم سردرد دارمبرای علیم میترسم اون فعلا خداروشکر علائمی ندا...
پرتقال فروش
-
تاریخ: 1401/2/31 ساعت: 17:50
هر روز راس ساعت دو میآید. نیسان آبیش را کنار آپارتمان ما پارک میکند. درست زیر پنجره سالن. بعد میایستد به داد زدن: پرتقال آوردم، پرتقال!گاهی وقتها که مشتری ندارد میزند زیر آواز. از شجریان گرفته تا ابی و اندی..تازگی فهمیدم این انتخابها بستگی به حالوروزش دارد. شاید هم سنگین و سبکی جیب اش. وقتهایی که غم...
جشن دندون سام و تولد علی
-
تاریخ: 1401/2/31 ساعت: 17:50
دیشب برای پسرم جشن دندونی گرفتیم (با تاخیر)دومین دندونشم در اومدپریشب خیلی بی قراری میکرد دیروز که دهنش نگا کردم دیدم اون یکیم در اومده قربونت برم دردات به جونم کاش تو درد نکشی من جات درد بکشم خیلی ناراحت میشم وقتی میبینم اینجوری بی قرار میشی و اذیتی .پسر قشنگم الهی که عاقبت بخیر بشی و زندگی و روزها...
روز مادر
-
تاریخ: 1400/12/23 ساعت: 18:15
امسال روز زن متفاوته برای اینکه کم علاوه بر خانوم بودن مادر هم شدم پسر قشنگم این نعمت بخاطر وجود توئه ممنون که این حس خوب بهم دادی دوست دارم فرشته کوچولوی من اولین تبریک خودم به خودم میگم [ یکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ] [ 1:31 ] [
چهار دست و پا رفتن سام
-
تاریخ: 1400/12/23 ساعت: 18:15
امشب سام چند قدمی چهار دست و پا رفت قربون اون راه رفتنت بشم انقد ناز و بامزه رفتی سام قشنگم خیلی دوست داریم مامان جون چقد زود داری بزرگ میشی دورت بگردم ❤️#خدایا_شکرت [ پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۰ ] [ 23:43 ] [
برای پسر گلم
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:28
باباجون نمیدونم الان که میخونی چند سالته اصلا بابا پیشت هست یا نه.۷ دی ۱۴۰۰دیشب انقد پاک و معصوم خوابیده بودی که چند ساعت کنارت بودم و فقط نگات میکردم از دیدنت لذت میبردم و چند سال گذشته واسم مرور میشد.سه تا تاریخ که تو زندگیم برام خیلی مهم بودن و هستن.۲۱ مرداد ۱۳۹۲ اتفاقی که تو همین وبلاگ افتاد۲۵ ش...