سام افتاد - تاریخ: 1401/6/22 ساعت: 17:10
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/6/22 ساعت: 17:10
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/6/22 ساعت: 17:10
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/6/19 ساعت: 21:09
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/6/19 ساعت: 21:09
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/6/19 ساعت: 21:09
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 15:46
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 15:46
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 15:46
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/6/8 ساعت: 12:28
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/6/8 ساعت: 12:28
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/6/8 ساعت: 12:28
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 18:32
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 18:32
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 18:32
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/5/29 ساعت: 20:33
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/5/29 ساعت: 20:33
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/5/29 ساعت: 20:33
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/5/25 ساعت: 13:46
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/5/25 ساعت: 13:46
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...