توکل - تاریخ: 1401/7/29 ساعت: 0:20
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
ششمین دندان - تاریخ: 1401/7/29 ساعت: 0:20
سام قشنگم چند روزی بود که همش بی قراری میکردی و غذا خوب نمیخوردی بعد ازظهرام که از خواب بیدار میشدی خیلی بد اخلاق و غر غرو بودی ولی خب خداروشکر بهتر شدیدیشب که لثه هات نگا کردم دیدم لثه بالات دندون پیش کناری سمت چپت جوونه زده و در اومدهخب دندون ششمتم در اومد۱۴ تا دیگه داری امیدورام کمتر اذیت بشی یکی...
سام افتاد - تاریخ: 1401/7/14 ساعت: 0:53
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/7/14 ساعت: 0:53
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/7/14 ساعت: 0:53
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/7/11 ساعت: 19:25
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/7/11 ساعت: 19:25
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/7/11 ساعت: 19:25
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/7/4 ساعت: 15:44
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/7/4 ساعت: 15:44
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/7/4 ساعت: 15:44
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 22:06
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 22:06
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 22:06
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/6/29 ساعت: 19:56
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/6/29 ساعت: 19:56
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/6/29 ساعت: 19:56
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه
سام افتاد - تاریخ: 1401/6/27 ساعت: 19:13
دیروز در باز بود سامم رفت تو حیاط این خونه سه تا پله داره یه ایوون مانند بعدم حیاط ، رو ایوون بود منم تو اتاقیهو صدای جیغ و گریش اومدم از جا پردیم گفتم وای خدا سام افتاد بدو بدو رفتمدیدم سام از رو پله ها افتاده با صورت خورده زمین . مُردم سریع رفتم بلندش کردم دماغش کبود شده بودخیلی ترسیدم شکسته باشه ...
رعنا - تاریخ: 1401/6/27 ساعت: 19:13
امروز عاشورای ۱۴۰۱از خواب بیدار شدیمصبحونه خوردیم و بعدم سام مشغول بازی شد و علی دراز کشیده بودگفتم تا سام حواسش نیست رعنا رو از قفسش در بیارم گناه داره بالهاش خشک میشه همش تو قفس باشه (آخه سام یوقتا حسودی میکنه و میخواد اذیتش کنه)در قفسش باز کردم طوطی قشنگم آروم آروم داشت میومد بیرون منم رفتم با سا...
توکل - تاریخ: 1401/6/27 ساعت: 19:13
به امید روزی که بیام بگم همه چی درست شده غصه هام تموم شده زخمام خوب شده و شاد و آرومیمخدایا میشه؟؟؟؟!!!فکرشم حالم خوب میکنه خدا جونم خودت کمک کن که بشه