زن است دیگر...
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 14:39
گـاهـی سـعــی مـی کـنـد ، مـردانـه بـازی کـنـد !!! مـردانه کـار کـنـد ... مـردانـه قـدم بـردارد مـردانـه فـکـر کـنـد مـردانـه قـول دهــد امـا هـر کـاری هـم کـه بـکـنـد زن اســت !!! احـسـاس دارد لـطـیف اسـت یـک جـا عـقـب مـی نـشـیـنـد و مـحـبـت تـو را مـی خـواهـد زن اسـت دیـگــر ... !
درگیر احساسات...
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 14:39
xa0حتی نوشتنمم نمیاد دیگه :( از دست کلماتم کاری بر نمیاد اصن وقتی حرفمون گفتم متوجه اونی که تو قلبم بود نشد کلمات چه ارزشی دارن. اصلا این هیچ... وقتی برای اروم کردنم میخوای بفرستیم سمت بقیه بیشتر لجم میگیره من توجه و دوسداشتن تو رو میخوام نه اونا اصلا اصل موضوع تویی خود تو... و وقتی اون بقیه بخوان ب...
عروسیییی
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 4:51
دیشب حنابندونمون بود... خوشحال بودم یه چیزاییم ناراحتم کرد ولی خب مهم نیس چون گذشت... الانم اومدم ارایشگاه ... دیشبم دیر خوابیدم خوابالوئم انشاءالله همه چی به خوبی و خوشی تموم شه
۱ روز
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 5:08
امروز بابامم راه میفته بیاد رشت ... یکشنبه حنابندونه دوشنبم عروسیxa0 ایشالا تا اون موقع هیچ چیزی نمیشه خوشحالم که نزدیک میشه روز شمارمم نمیدونم چرا اینطوری شد ...22 م عروسیمونه. احتمالا اشتباه حساب کردیم xa0 ۱ روز تا پایان دلتنگی
۲ روز
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 4:25
دیروز رفتم آرایشگاه مو ها و برو هام برای بار اول رنگ زدم قیافم خیلی عوض شد دوسداشتم این تغییرو . علی که اومد دنبالمون منو دید از قیافش مشخص بود که خوشش اومده ولی چون بقیه بودن فقط لبخند زد و گفت خوشگل شده مبارکت باشه بعدم که رفتیم خونشون موهام باز کردم کامل نشونش دادم اومد جلوم پیشونیم بوس کرد بغلم ...
۱۱ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:41
دیروز خیلی حالم گرفته شد نمیدونم این حرفا چیهxa0 ما میخوایم زندگی کنیم طلا کم و زیاد باشه چه اشکال داره سر همین چیزا بحث شد من و آقاییمم خیلی ناراحت شدیم امیدوارم باز مسئله ای پیش نیاد و همه چی حل شه دلم برا عشقم تنگ شده ۱۱ روز تا پایان دلتنگی
۱۰ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
امروز رفتیم دنبال کارای آزمایش... به کلاس مشاوره نرسیدیم علی مرخصی نداره باید فردا خودم تهنا بیام کسلم گرمم هس فقط دلم میخواد زود تر عروسی برگزار شه... دعامون کنید ۱۰ روز تا پایان دلتنگی
۹ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
#حرف_حسابxa0 xa0 زندگی مثل یه پل قدیمیه... به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه... به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستت رو بگیره + پرم از دلتنگی ۹ روز تا پایان دلتنگی
۸ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
دیشب زیاد جالب نبود اصلا از این حرفای الکی خوشم نمیاد طفلی علیم مجبوره هم جو اروم کنه هم حواسش به من باشه هم غصه بخوره علیمم جمعه شنبه نداره هر روز باید سر کار بره روز تعطیلم نداره عروسیمون برگزار شه خیالمون راحت شه ۸ روز تا پایان دلتنگی
۷ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
xa0از اینکه این مدت تا عروسیمون انقد غصه و فکر و خیال داشته باشم خیلی ناراحتم استرسو همه دارن ولی غصه که نیس شوق و ذوقِ... انشاءالله همه چی خوب پیش بره ۷ روز تا پایان دلتنگی
۶ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
راستش فک نمیکردم وقتی بیایم اینجا انقد دردسر و حرف داشته باشیم اصلا دلم نمیخواست این روزای اخر انقد دلم بگیره .... خدایا کمکمون کن نزار بیشتر از این ادامه پیدا کنه ۶ روز تا پایان دلتنگی
۵ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﻳﻦ ﺷﺒﻬﺎ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﺻﺪﺍﻱ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺗﻮ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻲ ... ۵ روز تا xa0پایان دلتنگی
۴ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
دیشب دومین بار بود که علی دسن پختمو میخورد میگفت خوشمزسxa0ولی خودم راضی نبودم امیدوارم واقعنی خوشش اومده باشه خیلی دوست دارم عشقم ۴ روز تا پایان دلتنگی
۳ روز
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:10
سرم راکه تکیه میدهم به سینه مردانه ات همه کوهها کم می اورند امنیت اغوش تو را ... صادقانه دوستت دارم ۳ روز تا پایان دلتنگی