سلام
خب از اتفاقای این چند وقت که بخوام بگم چیز خاصی نبود جز یه اتفاق خیلی بد که بابام تصادف کرد
شب تو جاده خوابش میبره و منحرف میشه و ماشینش داغون میشه و خودش آسیب میبینه که بعد از دیدن ماشینش فقط خداروشکر کردیم که سالم بیرون اومده
چهار ماهی میگذره کلی دوندگی هموز دستش به هیچ جا بند نشده و ماشینش از دست داد و بیمه هم ۴۵ روز استراحت پزشکیشو یک هفته قبول کرد و کلی برو و بیا بی فایده که خدا ازشون نگذره
کلی پول بیمه میریزیم تو جیب دولت که حتی یه دارو ساده رو بیمه قبول نمیکنه ولی حالا که باید یکاری کنن یکی از سرش میزنه یکی از ته و...
الانم یه ۹ روزی هست که اومدم کرمانشاه امتحانام تموم شد یه چند روز تعطیلی و بعدم ترم جدید
داداشمم که دوم عمل کرده بود فتق شکمی داشت ، انقد که توی این خدمت نا مقدس سربازی بیگاری میکشن ازشون و کارای غیر وظیفه سرباز انجام میدن و فشارایی که بهشون میارن اونجوری شد
بنده خدا سرمام خورده بود سرفه که میزد شکمش خیلی اذیت میشد
الان خداروشکر بهتره
و بازم یه سری اتفاقات دیگه که نگفتنشون بهتره
فقط باید دعا کنیم که مشکلات همه مردم حل شه مشکلات خانواده ی ما هم حل شه.(آمین)
برچسب:
نویسنده: محمد زمانی