كلبه عشق علي و زهرا

متن مرتبط با «رمان ۴ روز سگی» در سایت كلبه عشق علي و زهرا نوشته شده است

جزئیات تازه از گفتار درمانی

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «گفتار درمانی» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چند وقتی هست که متوجه شدم سام موقع حرف زدن بعصی از حرفای یه کلمه رو چند بار تکرار میکنه مثلا ماماما ماماناز وقتیم مادرشوهرم گفت اخی این بچه که راحت حرف میزد چرا زبونش گیر میکنه یه وقتا ازوقتی مهد رفته اینجور...

    ادامه مطلب
  • گفتار درمانی

  • نیلوبلاگ

    چند وقتی هست که متوجه شدم سام موقع حرف زدن بعصی از حرفای یه کلمه رو چند بار تکرار میکنه مثلا ماماما ماماناز وقتیم مادرشوهرم گفت اخی این بچه که راحت حرف میزد چرا زبونش گیر میکنه یه وقتا ازوقتی مهد رفته اینجوری شدهخیلی اذیت شدم و عصبیقبلش اونقدر روش مانور نمیدادم ولی از اون روز خیلی حساس تر شدمبلاخره یه نوبت انلاین از یه دکتر گفتار درمان گرفتم حدود ۴۰ دقیقه از واتساپ تماس گرفتن و تصویری صحبت کردیم با سامم حرف زد یه سری نکات رو گفت و در اخر نتیجه این شد که برای بررسی بهتر مراجعه حضوری داشته باشیم منم برای فرداش نوبت گرفتم بعد از مهد با علی بردیم کلینیک تا علی جای پارک پیدا کنه من و سامم رفتیم بالا داخل مطب و زودیم نوبتمون شد ، دکتر خواست که سام خودش رو صندلی بشینه و من اونور تر ولی سام قهر کرد ...

    ادامه مطلب
  • کرمانشاه رشت

  • نیلوبلاگ

    تقریبا بعد از دوهفته برگشتم رشت با اتوبوس همینجوریش سخته و مسیر خیلی طولانی حالا چه برسه با بچه کوچیک کل تنم کوفتس و درد داره سامم گوشش درد گرفته بود توی مسیر هز وقت بیدار بود جیغ میزد و گریه.خلاصه بعد کلی سختی تازه رسیدیم الان علی اومد دنبالمون.میگم خیلی سخت بود اذیت شدم بدنم درد گرفته تنها جوابی که انتظار نداشتم گفت :گفته بودم که سخته......

    ادامه مطلب
  • روز مادر

  • نیلوبلاگ

    امسال روز زن متفاوته برای اینکه کم علاوه بر خانوم بودن مادر هم شدم پسر قشنگم این نعمت بخاطر وجود توئه ممنون که این حس خوب بهم دادی دوست دارم فرشته کوچولوی من اولین تبریک خودم به خودم میگم  [ یکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ] [ 1:31 ] [ ...

    ادامه مطلب
  • روز مادر

  • نیلوبلاگ

    امسال روز زن متفاوته برای اینکه کم علاوه بر خانوم بودن مادر هم شدم پسر قشنگم این نعمت بخاطر وجود توئه ممنون که این حس خوب بهم دادی دوست دارم فرشته کوچولوی من اولین تبریک خودم به خودم میگم  [ یکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ] [ 1:31 ] [ ...

    ادامه مطلب
  • نوروز ۹۶

  • نیلوبلاگ

    امسال اولین سال تحویلی بود که من و عشقم کنار هم بودیم و خدارو هزار مرتبه شکرالبته از اونجایی که اقاییم مرخصیش کم بود سال تحویل کرمانشاه بودیم و چون عروسی دختر داییم بود مجبور شدم من بمونم و اقایی برگرده خیلی دلتنگ.عشقمم کاش پیشم بود امیدوارم سالیان سال ارامش و خوشبختی و شادی برای همه و ما در پیش ...

    ادامه مطلب
  • ۱ روز

  • نیلوبلاگ

    امروز بابامم راه میفته بیاد رشت ... یکشنبه حنابندونه دوشنبم عروسی ایشالا تا اون موقع هیچ چیزی نمیشه خوشحالم که نزدیک میشه روز شمارمم نمیدونم چرا اینطوری شد ...22 م عروسیمونه. احتمالا اشتباه حساب کردیم ۱ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۲ روز

  • نیلوبلاگ

    دیروز رفتم آرایشگاه مو ها و برو هام برای بار اول رنگ زدم قیافم خیلی عوض شد دوسداشتم این تغییرو . علی که اومد دنبالمون منو دید از قیافش مشخص بود که خوشش اومده ولی چون بقیه بودن فقط لبخند زد و گفت خوشگل شده مبارکت باشه بعدم که رفتیم خونشون موهام باز کردم کامل نشونش دادم اومد جلوم پیشونیم بوس کرد بغلم کرد گفت خیلی خوب شده دیشب شب خوبی بود... کنار علی بودن خیلی بهم ارامش میده. خدایا شکرت ۲ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۱۱ روز

  • نیلوبلاگ

    دیروز خیلی حالم گرفته شد نمیدونم این حرفا چیه ما میخوایم زندگی کنیم طلا کم و زیاد باشه چه اشکال داره سر همین چیزا بحث شد من و آقاییمم خیلی ناراحت شدیم امیدوارم باز مسئله ای پیش نیاد و همه چی حل شه دلم برا عشقم تنگ شده ۱۱ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۱۰ روز

  • نیلوبلاگ

    امروز رفتیم دنبال کارای آزمایش... به کلاس مشاوره نرسیدیم علی مرخصی نداره باید فردا خودم تهنا بیام کسلم گرمم هس فقط دلم میخواد زود تر عروسی برگزار شه... دعامون کنید ۱۰ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۹ روز

  • نیلوبلاگ

    #حرف_حساب زندگی مثل یه پل قدیمیه... به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه... به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستت رو بگیره + پرم از دلتنگی ۹ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۸ روز

  • نیلوبلاگ

    دیشب زیاد جالب نبود اصلا از این حرفای الکی خوشم نمیاد طفلی علیم مجبوره هم جو اروم کنه هم حواسش به من باشه هم غصه بخوره علیمم جمعه شنبه نداره هر روز باید سر کار بره روز تعطیلم نداره عروسیمون برگزار شه خیالمون راحت شه ۸ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۷ روز

  • نیلوبلاگ

    از اینکه این مدت تا عروسیمون انقد غصه و فکر و خیال داشته باشم خیلی ناراحتم استرسو همه دارن ولی غصه که نیس شوق و ذوقِ... انشاءالله همه چی خوب پیش بره ۷ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۶ روز

  • نیلوبلاگ

    راستش فک نمیکردم وقتی بیایم اینجا انقد دردسر و حرف داشته باشیم اصلا دلم نمیخواست این روزای اخر انقد دلم بگیره .... خدایا کمکمون کن نزار بیشتر از این ادامه پیدا کنه ۶ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۵ روز

  • نیلوبلاگ

    ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﻳﻦ ﺷﺒﻬﺎ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﺻﺪﺍﻱ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺗﻮ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻲ ... ۵ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۴ روز

  • نیلوبلاگ

    دیشب دومین بار بود که علی دسن پختمو میخورد میگفت خوشمزسولی خودم راضی نبودم امیدوارم واقعنی خوشش اومده باشه خیلی دوست دارم عشقم ۴ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب
  • ۳ روز

  • نیلوبلاگ

    سرم راکه تکیه میدهم به سینه مردانه ات همه کوهها کم می اورند امنیت اغوش تو را ... صادقانه دوستت دارم ۳ روز تا پایان دلتنگی...

    ادامه مطلب